912 آنچه در پیش روست..
تنها یک انگیزۀ مقدس برای تلاش در جهت ساخت ماشین زمان باشد، قطعا چیزی جز این نیست که تمام آرزومندان پهلوی را سوار بر آن کنیم و به آن دوران پرطمطراق بازگردانیم! دیشب سود سهام عدالت از یک طرف آمد و صبحش با خرید دو جلد کتاب تاریخ پهلوی از طرف دیگر رفت. چیزی هم میپردازند باید خرج کمکاریهای فرهنگی و رسانهای خودشان کنیم! همان را نریزید و عین آدم رسانه را مدیریت کنید. (ناجدی!) واقعیتش من خیلی به تاثیر این کارها باور ندارم. یعنی در جایش هزینه میکنم، وقت میگذارم، میخوانم، در جایش استفاده میکنم، حرفم را میزنم ولی میدانم فایده ندارد. خیلی وقت است به طمع فایده اینکارها را نمیکنم. فقط وظیفه است و جدا کردن حسابم از دیگران برای خدایی که میبیند. اگر فایده میداشت پ در پاسخ به من که از مقالات مستند و رفرنسهای خارجی از عملکرد پهلوی و شاهِ پسر دلیل میآوردم نمیگفت آنها یک چرتی نوشتهاند و مادربزرگ من میگوید خیلی هم خوب بوده! دَک و پزِ ساینس و پژوهش، با تکیه بر جملهٔ فوق منطقیِ «مامان بزرگم میگه!». خب دلیلی جز این دارد که نمیخواهد بپذیرد؟ دوره دورۀ بیحوصلگی است. دورۀ ریلزهای کوتاه و هیجانهای مقطعی. دورۀ خاموش کردن عذاب وجدانِ مطالعه نکردن با عبارتِ «تاریخ را فاتحان مینویسند» و «همه چیز جعل میشود». همه چیز هم جعل شده و کتابها هم دقیق نیستند ولی من و چند رسانۀ بیدر و پیکر معتبریم! حب و بغض را که رسانه ساخت، دیگر کاری از دست ما برنمیآید. اثری هم این وسط باشد خدا خواسته است در میدان خودی نشان دهد. ولی همیشه میگویم؛ مردم آن چیزی که میخواهند را در نهایت انتخاب میکنند. تاریخ هم مسیر خودش را میگیرد و مانند آینه فقط رفلکس میدهد. همه باید تاوان انتخابهایشان را بدهند. ما فقط میگوییم که گفته باشیم و حجتی بر ما نباشد. شاید این حرف را کمی تند بدانید اما؛ در این زمینه به نوعی جبر رسیدهام. آدمها خیلی وقت است راهشان را انتخاب کردهاند. مسیری که پیش روست، مسیر امتحان برای سنجش ایستادگی در آن راه است. نه بیشتر.
+ امتحانات به تعویق افتاد و فعلا خبری از گزارش نیست.
- 04/10/20

مطالعه، مشاهده، اندیشه و کُنش بر مدار حق، مثل مهماتی است که سرباز را در جنگ مسلح و مجهز میکند. گاهی در میدان جنگ، سرباز چندین تیر میاندازد و خدا با حکمت و رحمتش یکی از تیرها را که خود میداند چرا، به هدف مینشاند.
شما آنچه را میدانید و میتوانید، میگویید و انجام میدهید؛ و شاید همان کلامی که به موثر واقع شدنش امید نداشتید، مثل بذری در ذهن مخاطب مینشیند و روزی با باران رحمت الهی جوانه میزند و مخاطب را به خود میآورد.