921
ماجرای امتحانات هم دیگر زیادی لوث شده. آنقدر عقب انداختند و برنامه را تغییر دادند که دیگر نمیفهمیم چه میکنیم. یک ماهی میشود از دانشگاه فاصله گرفتهام. با درس غریبگی میکنم. امروز به یار میگفتم باید برای حجم عظیمِ درسهای فردا، جایزهای تعیین کنم تا بیشتر ترغیب شوم. گفت آن پازل هزارتکهای که دوست داشتی را شرط بگذار. بعد دیدم برای یک روز زیاد است. قرار شد اگر با این بلبشو، معدل این ترم را هم بالای نوزده نگه داشتم، پازل را به خودم هدیه بدهم. هرچند با اتفاقات اخیر، گاهی مینشینم و بیشتر به اهدافم فکر میکنم. قرار بود برای پذیرش ارشد با استعداد درخشان درخواست بدهم و خب ترم بعد وقتش است. ولی حالا، نمیدانم واقعا ارشد خواندنم در چنین برههای ضرورت دارد؟ یا کارهای مهمتری برای انجام هست؟
دال میگفت باید برای فتنههای آینده که احتمالا شدیدتر و سختتر هستند آماده شویم. میم پرسید از این سختتر؟ که خب بله! اگر جایی که الان در تاریخ ایستادهایم پایانِ زمان باشد، که لازم نیست من بگویم هست، رفته رفته همه چیز شدیدتر خواهد شد. گفتم از مرگ نمیترسم، فقط امیدوارم اگر جایی قرار است کشته شوم، در یک لحظه کارم را تمام کنند. خدا برای هیچکس زجرکش شدن نخواهد.
- 04/10/29
با دال موافقم.. حس میکنم بعد اتصال کامل اینترنت ها موج عجیبی از گرونی رو خواهیم داشت
به ماجرای پهلوی رجوع کنید، خفقان روزنامه ها که رسانه های اون زمان بودن..
امروز..؟!