926 خطی روی خطها
- 04/11/05
مرگ های کوچکی دارند مردم، دوست دارم
مرگ من مثل شهادت، مرگ بی مانند باشد...
تحلیل تون برام جدید و تازه بود. آراش تازه ای در حال شکل گرفتن است.
به قول محمد کاظم کاظمی:
شمشیر روی نقشه جغرافیا دوید
این سان برای ما و تو کشور درست شد
از نکتههای ناب بود.
منم دارم حس میکنم مفهوم اصلی دنیای بدون مرز را.
پیچیدگیهایش سخت است. اما به قول حضرت حافظ:
بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم.
خدا کند فریفتۀ شیاطین نشوم.
یه چیزی بگم؟
بیشتر عمرم جهانبینیم همینی بود که نوشتید. ولی الان حس میکنم که تا خود آقا امام زمان نیاد، ناچاریم با مرزهای دولت-ملتها کنار بیایم و ایدههای آرمانیمون رو با منافع ملیمون تطابق بدیم. چارهای نیست. به همین خاطر با امتگراهای مطلق کنار نمیام. چون هنوز شک دارم طرف مقابلمون هم همینقدر که ما اراده وسط میذاریم، اراده داره؟ یا اون هم به وقت منافعش میچسبه به مرزهای خودش؟
با این حال، یکی از قویترین چیزهایی که الان داریم همین پیوندهای دینی زیبامون با بخشی از مردم کشورهای اطرافه.
این دغدغه و حسرتِ جهان وطنی از قدیم بوده. منتهی الان شیب بیشتری گرفته.
نظیری نیشابوری چارصد پونصد سال پیش میگه:
گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست
کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست
تا جهانِ معاصر که محمدکاظم کاظمی اون شعر رو میگه و سید محمدمهدی شفیعی میگه:
مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماست
سامرا، غزّه، حلب، تهران چه فرقی می کند
و امروز اشتراکات جهان در حال زیستِ ما با اون کسی که توی آفریقا یا توی قلب آمریکا داره از فلسطین حمایت می کنه بیشتره تا همسایه یا برادرمون.

چه پست شوق انگیزی...
+ الحمدلله
وای چه آیه ی حقی.....
از کدوم سوره ی مبارکه است؟
و ... فکر می کنی بازی چطور پیش می ره؟ :)