| بسـم اللّـه الرحمـن الرحیـم |

927 :: هو مورو

هو مورو

هو مورو

یا ذوق‌مرگِ وصل،
یا دق‌مرگِ هجران
ما مرگمان حتمی‌ست؛
میلِ تو کدام است؟!

927

1404/11/06 | 02:03

کانال‌های مختلف را مرور می‌کنم. اصولا آن‌هایی که کوتاه و عبارتی همه چیز را می‌نویسند خوانندهٔ بیشتری دارند. زمانی روش من هم همین بود. شاید حدود هفت سال از عمر وبلاگ‌نویسی‌ام به خلاصه‌نویسی گذشت. ولی اسمش را می‌گذارم دورانِ گذار! مانند دوران گذارِ یک کودک در سال‌های ابتدای زندگی‌اش. کودک مدت زیادی فقط می‌شنود، سپس پس از چند ماه، کلمات کوچکی را ادا می‌کند. باز می‌شنود. بیشتر سر و کله می‌زند. با اشباع در محیط، چند سال بعد می‌تواند جمله بسازد. همچنان می‌شوند و به مرور ساختارهای پیچیده استفاده می‌کند. و وقتی به این مرحله رسید، دیگر ابراز نکردن برایش مشکل است. حالا آن تک‌کلمه‌ها که روزی در نوزادی کارش را راه می‌انداختند، برایش کافی نیست. نوشتن هم همینطور است. سال‌های ابتدا فقط می‌خوانی و می‌خوانی. ارزیابی می‌کنی. توشه‌های سبُک برمی‌داری.‌ به مرور ساختارهای ساده را درک می‌کنی. کم کم جملات کوتاه در ذهنت ایجاد می‌شود. ممکن است بیشتر ایده بگیری. باز هم می‌خوانی. به تدریج صاحب ایده می‌شوی. می‌توانی کلمات را پس و پیش کنی. همچنان می‌خوانی. جملات را به انواع مختلف می‌نویسی و آرام آرام متنی بلند را سر و سامان می‌دهی. [و تا مسیری بی‌انتها می‌خوانی!] ولی اگر به این نقطه رسیدی، دیگر نمی‌توانی خودت را با آن عبارت‌های کوتاهی که برای شروع مسیر استفاده می‌کردی توصیف کنی. تک‌جمله‌های نیم‌خطی نمی‌توانند غلیان فکرت را نشان دهند. کلمات لبریز می‌شوند. شُره می‌کنند. و تو گرفتار مخدری شده‌ای به نام نوشتن، که هرچه درونش دست و پا می‌زنی، بیشتر فرو می‌روی. مخدری بسیار شیرین! برای همین است که دیگر نمی‌توانم ساده و کوتاه بنویسم. هرچند گله‌ای ندارم و امیدوارم همیشه همینطور بماند. هرچند تناسبی با فضای دنیایی که همه چیز در آن در حال آب رفتن است ندارد. ولی خب نِوِرمایندِ دنیا و مافیهایش.

+ البته بعضاً خود همین کوتاه‌نویسی یک هنر است. گاهی مهارت برخی کانال‌های موجزگویی در مخلوط کردن لایه‌های جد و طنز را واقعا تحسین می‌کنم. هنری‌ است که من ندارم. ولی می‌دانم که فهیم هستید و این دو موضوع را یکی نمی‌کنید.

  • 04/11/06

نظرات  (۵)

  • •✿ آرورا ✿•
  • همیشه به طولانی نویس ها غبطه میخورم :) تمرکز زیادی میخواد

    تا یه جایی اینطوره، بعدش خودش میاد. و روز به روز راحت‌تر میشه :)
    خودِ شما هم که بلند می‌نویسید.
  • Mahdi ‎‎‎‎‎
  • نوشتن وقتی از مرحله‌ی «کلمه» می‌گذرد، دیگر به‌جای انتخاب تو، خودش تو را می‌نویسد. طبیعی‌ست که خلاصه‌گویی دیگر بسنده نباشد.

    بهترین توصیف..

    الهی راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر...

    عبارات علامه :)

    سلام

    این فرمایش شما، در جایگاه تبیین هست...

    حالا تبیین هر چیزی...

    یا درونیات خودتون، یا حتی حقایق....

     

    اما در جایگاه تاثیر، کوتاه گفتن موثرتره...

    هر چند خود شخصی که از کوتاه گویی شما متاثر بشه، بعدش بازم نیاز به تبیین داره و تفصیل...

    اما جذب اولیه، با موجزگویی بیشتر اتفاق می‌افته... 

    و البته حواسم به پاراگراف آخرتون هم هست

    :)

    نکتۀ خوبی که خوب شد شما بهش اشاره کردید.
    کاملا درسته. الان کوتاه‌گویی درواقع به زبانِ این زمانه صحبت کردنه!
  • William Coleridge
  • «نورمایند دنیا و مافیهایش» خودش یه موجزگویی بدیع بود به سه زبان زنده دنیا :)

     

    - کوتاه گویی و حرف عمیق زدن رابطه شون تباین نیست، اما عموم و خصوص مطلق هم نیست.

    کوتاه گویی و به زبانِ این زمانه صحبت کردن هم همینطور. 

    مثل توئیتر که طرف برای اینکه حرف عمیقش رو تو قفسِ چند کلمه ای هر توئیت جا بده مجبوره سر و ته حرفاشو بزنه و اون چیزی که تهش درمیاد هم نه راهگشاست نه الزاما اون چیزی که تو ذهن طرف بوده. 

     

    + به نظرم نوشتن مث فوش می مونه. باید بندازی زمین. صاحبش خودش میاد پیدا می کنه. ما باید بنویسیم. کوتاه یا بلند. هر طور که هر بار صلاح دونستیم. مخاطب هر کدوم میان و نوشته مطلوبشون رو پیدا می کنن. این به نظرم حداقل توی وبلاگ می تونه صادق باشه.  

    :))
    درسته. منم این سبک رو دوست ندارم و به نظرم اصالت حرف رو ذبح می‌کنه. ولی بستگی به هدف هم داره. گاهی هدف اثرگذاریه، خب اونجا مجبوری تو قالبی که زمانه برات ساخته هم کار کنی. ولی نه به این معنا که قالب‌های اصیل فراموش بشه. و اینکه هر مدلی مخاطب خودشو داره و هر زمینی، بازیکن خودشو می‌طلبه. یه عالِم نمی‌تونه مثل یه انسان توییتری حرف بزنه و نبایدم بزنه! ولی یه زبلی شاید بتونه همون حرف عالم رو بگیره توییت کنه برای استفادۀ خاص. شرح و فصل، حالت ایده‌آله. حالات دیگه از ناچاریه تقریبا.
    + مثال جالبی بود :)) موافقم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">