| بسـم اللّـه الرحمـن الرحیـم |

هو مورو

هو مورو

هو مورو

یا ذوق‌مرگِ وصل،
یا دق‌مرگِ هجران
ما مرگمان حتمی‌ست؛
میلِ تو کدام است؟!

852

1404/05/13 | 19:56

به پ می‌گفتم بیا، آن همه برای الف شدن و نخبگانی شدن خودت را کشتی و از حرص و جوشِ نیم نمره‌ها زخم معده گرفتی، آخرش هم جنگ شد. من خنده‌خنده می‌گفتم ولی او جدی‌جدی غصه می‌خورد. به فکر فرو می‌رفت. بعید می‌دانم باز هم به چیزی غیر از درس فکر می‌کرد. دو سال (یک سال؟) پیش که برای اولین بار ایران مستقیما اسرائیل را زد و با بچه‌ها بحثش بود، آن وسط پ یکهو گفت بچه‌ها مگر ایران و اسرائیل باهم مشکلی دارند؟! یعنی می‌خواهم بگویم انقدر پرت است. ز به شوخی گفت زندگی همه‌اش درس نیست‌ها! اما خب پ همیشه با خنده رد می‌کند و به خودش نمی‌گیرد. نمی‌دانم چطور طاقت می‌آورَد. چطور می‌شود سه دهه در زمین زندگی کرد و در مریخ بود! اصلا برای چه زندگی می‌کند؟ چطور برای خودش هدف می‌گذارد؟ درس را هم باید بخوانی برای چیز دیگری، چطور به آن چیز فکر نمی‌کند؟ حتی حین نوشتن این‌ها از بی‌خیالی‌اش حرصی می‌شوم. از اینکه وقتی خنده‌خنده می‌گفتم آخرش هم جنگ شد، احتمالا به این فکر می‌کرد که ای کاش بیست‌هایش می‌توانست جلوی جنگ را بگیرد!

851

1404/05/13 | 19:55

چند روزی که دست و دلم به نوشتن می‌رفت و به هرجایی چنگ می‌زدم تا چند کلمه‌ای بنویسم و نبود، این را فهمیدم که وبلاگ را برای یک چیز خیلی دوست دارم: ناشناس‌ بودن! البته نه اینکه همین یک دلیل باشد؛ اما گل‌درشتی که این ایام به چشمم می‌آمد همین بود. کانال زدم و نوشتم. نمی‌دانم با چه عقلی چند نفر از دوستانم را عضوش کردم که البته بچه‌های آدم‌حسابی از دوران طرح‌ولایت بودند. اما خب اینی که میگویم به آدم‌حسابی بودن یا نبودن دخلی ندارد. دخلش به این است که جلوی چشم آشنا که بنویسی بدی‌هایت می‌شود تف سربالا، و خوبی‌هایت انتظار! آن‌وقت یا دیگر آن آدم را نباید ببینی یا خودت را برای تفسیر کوچک‌ترین کارهایت آماده کنی. نهایتا می‌رسی به خودسانسوری که دقیقا همان‌جاییست که فرق وبلاگ و غیر آن را می‌فهمی. حالا شاید کسی بگوید خب دوست و آشنا را ادد نکن. اینجاست که یک چیز دیگر را هم فهمیدم؛ آدم‌های وبلاگی کمتر اهل خاله‌زنک‌بازی هستند! سر و تهِ کانال را هم که بزنی احساس امنیت از حاشیه‌سازی را ندارد.‌ کانال، پتانسیل سرک‌کشی بیشتری برای آدم‌های پرحاشیه دارد. اما همان آدم‌ها حوصله وبلاگ‌خوانی ندارند. و همین است که نوشتن در اینجا مثل گشتن با لباسِ راحتی در خانه، راحت است.

1

1397/02/11 | 17:20
بسم الله الرحمن الرحیم.